به هر جا نگاه می کنم

تویی

چگونه جهان را گرفته ای

که آب از آب تکان نخورد



تاريخ : چهارشنبه 9 مهر1393 | 8:10 | نویسنده : هزاره سوم |
تو خودت بگو

سرزمین نگاهت را

روی کدام گسل بنا کرده ای

که

اینگونه دلم با دیدنت می لرزد

 



تاريخ : دوشنبه 7 مهر1393 | 9:56 | نویسنده : هزاره سوم |
 

باران که هیچ
اگر "تو" هم از آسمان بیایی
پاییز زیبا نیست
من عشق را توبه کردم
با زخمت در بهار هم زردم

 

 



تاريخ : دوشنبه 7 مهر1393 | 9:53 | نویسنده : هزاره سوم |
 

چه کردی با منه دیوانه ی مست
هنوز عطـر تنـت در خاطرم هست

چنان توبه شکستم با حضورت
که ابلیس از خجالت رخت بربست

 



تاريخ : دوشنبه 7 مهر1393 | 9:52 | نویسنده : هزاره سوم |
دلم بالکنی می خواهد روبه شهر ..

و کمی باد خنک و تاریکی

یک فنجان بزرگ قهوه

یک جرعه تو ..

یک جرعه من ..

و سکوتی که در آن نگاه گره خورده باشد

بی کلام ...

میدانی ؟

دلم یک من می خواهد برای تو

و یک تو تا ابد برای من



تاريخ : شنبه 5 مهر1393 | 10:37 | نویسنده : هزاره سوم |
هر کسی برای خودش خیابانی دارد

کوچه ای

کافه شاپی

و

شاید عطری

که بعد از سالها

خاطراتش گلویش را چنگی زند



تاريخ : شنبه 5 مهر1393 | 10:31 | نویسنده : هزاره سوم |
 

خدای من!
نه آنقدر پاکم که کمکم کنی...
و نه آنقدر بدم که رهایم کنی!
میان این دو گمم...
هم خود و هم تو را رنج می دهم....
هرچه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی...
هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی!
آنقــــــــــدر بی تو تنها هستم...
که بی تو یعنی "هیچ"! یعنی "پوچ"!
خدایا هیچ وقت رهایم نکن.....

 

 



تاريخ : سه شنبه 1 مهر1393 | 9:51 | نویسنده : هزاره سوم |
 

همیشه فردایی نیست
تا زندگی فرصت دیگری
برای جبران این غفلت ها به ما دهد
 
کسانی را که دوست داری
همیشه کنار خود داشته باش
و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری
مراقبشان باش
 
"گابریل گارسیا مارکز"

 

 



تاريخ : دوشنبه 31 شهریور1393 | 12:27 | نویسنده : هزاره سوم |
 

ریگ که هیــــــــــــچ..!

وقتی بدنبال زندگی ،

پای دویدنم شکست ...

باید دستگیرم میشد ؛ 

من کوه به کفش دارم..

 

 



تاريخ : دوشنبه 31 شهریور1393 | 7:48 | نویسنده : هزاره سوم |
 

 

وقتی برای کسی تازگی داری
همه چیز تو برای او زیبا به نظر می رسد
تو فرد فوق العاده ای هستی که کمتر تو را در زندگی خود دیده است
با خودتت فکر می کنی او حتما متفاوت است و مطمئن می شوی
پس به او عادت می کنی، نگرانش می شوی و دوستش می داری
تا می آیی به او عادت کنی
می بینی او هم تغییر می کند
دیگر برای او تازگی نداری
ادمی هستی مثل همه آدم ها
می بینی او هم می گذارد و می رود
فراموش می شوی
و تو همچنان نگران هستی مثل گذشته
واین سوال در ذهنت  دور می زند چرا؟

 



تاريخ : دوشنبه 31 شهریور1393 | 7:46 | نویسنده : هزاره سوم |
 

فراموش کردن کسی که دوستش داری
مثل بخاطر آوردن کسی ست
که هرگز اورا ندیدی

 

 



تاريخ : دوشنبه 31 شهریور1393 | 7:46 | نویسنده : هزاره سوم |
هر شب

خوشبختیت را دعا می کنم

ولی

فقط خدا می داند....

حسادت امانم را بریده



تاريخ : جمعه 28 شهریور1393 | 10:36 | نویسنده : هزاره سوم |
 

 

زنـدگی انگار
تـمـام ِصـبـرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن!!
هـرچـه مـن صـبــوری میکـنـم او بـا بی صـبـری ِتـمـام
هـول میزنــد
بـرای ضربـه بـعــد…!
کمی خسـتگی در کـن،
خـیـالت راحت!
خسـتگی ِمــن
بـه این زودی هـا دَر نـمی شـود…



تاريخ : پنجشنبه 27 شهریور1393 | 10:35 | نویسنده : هزاره سوم |
 

یک نگاهت

به من آموخت

که در حرف زدن

 

چشم ها بیشتر

 

از حنجره ها می فهمند

 



تاريخ : شنبه 22 شهریور1393 | 18:23 | نویسنده : هزاره سوم |
 

زمان........

غارتگر غریبی است

...همه چیز را می برد

به جز حس دوست داشتن را

 

 



تاريخ : شنبه 22 شهریور1393 | 18:21 | نویسنده : هزاره سوم |
 

عشق اگرچه حرف ربط نیست

ربط می‌دهد مرا به تو

شوق را به جان

رنج را به روح

همچنان که باد

خاک را به دشت

ابر را به کوه

 



تاريخ : شنبه 22 شهریور1393 | 9:8 | نویسنده : هزاره سوم |
 

 



تاريخ : پنجشنبه 20 شهریور1393 | 16:12 | نویسنده : هزاره سوم |
 

 

"ﺧﺪﺍﯾﺎ ...
ﺍﻭ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ
ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻟﺒﻢ ﺑﺮﺳﺎﻥ .."
آمین



تاريخ : پنجشنبه 20 شهریور1393 | 16:10 | نویسنده : هزاره سوم |
 

 

چشمانــم را دیگـر باز نمی کنم

دیدن این همه جای خالی " تـــو " 

عاقبت مــــرا ...

یا می کشد

یا کــور می کنـــد ...

 



تاريخ : پنجشنبه 20 شهریور1393 | 15:34 | نویسنده : هزاره سوم |
 

بـــــارهــــا گفته ام به تو  ...

چـشم ها
بــــرای نـــگاه اسـت …

امّــــا ...
تـــــو ...
هــــر روز بـــا آنـها ...

حـــادثــه مــی آفــــریـــــنی !

 



تاريخ : پنجشنبه 20 شهریور1393 | 15:33 | نویسنده : هزاره سوم |
از ســیاهی بیزارم  ،

مداد سفیدت کو ...

بیا ...

این تو

و این بوم دلـــــــــم ...

 

 



تاريخ : پنجشنبه 20 شهریور1393 | 15:32 | نویسنده : هزاره سوم |
 

مــرا ببــوس،
روزهــاي سختــي در پيــش اســت!
بگــذار تــو را
کمــي پــس‌انــداز کنــم!

 



تاريخ : سه شنبه 18 شهریور1393 | 17:34 | نویسنده : هزاره سوم |
 

خودت رو صد در صد خرج کسی نکن

که فقط تا ده بلده بشماره

 

 



تاريخ : سه شنبه 18 شهریور1393 | 13:24 | نویسنده : هزاره سوم |
 

ﺷـﺎﺯﺩﻩ ﮐـﻮﭼـﻮﻟـﻮ ﭘـﺮﺳـﯿـﺪ :

ﺍﺯ ﮐـﺠـﺎ ﺑـﻔـﻬـﻤـﻢ ﻭﺍﺑـﺴـﺘـﻪ ﺷـﺪﻡ؟
ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻫــﺴـﺖ ، ﻧـﻤـیفـﻬﻤﯽ . . .!

 



تاريخ : سه شنبه 18 شهریور1393 | 13:17 | نویسنده : هزاره سوم |
 

 

 

بی تو

حتی باران هم

                  بوی تشنگی می دهد



تاريخ : دوشنبه 17 شهریور1393 | 10:42 | نویسنده : هزاره سوم |
 

 

وقتی چشمانم را روی هم میگذارم

خواب مرا نمیبرد

                    تو را می آورد

از میان فرسنگهافاصله



تاريخ : دوشنبه 17 شهریور1393 | 10:41 | نویسنده : هزاره سوم |
 

 

 
 

چه خوب !
که من بهشت را
به بوسه های تو بخشیدم !
حالا
همه جا بوی بهشت دارد
و من ،
عطر بوسه های تو



تاريخ : دوشنبه 17 شهریور1393 | 10:39 | نویسنده : هزاره سوم |
 

 

 
 

بغلت که میکنم

دنیا را بی خیال میشم

                دنیا اغوش توست



تاريخ : دوشنبه 17 شهریور1393 | 10:36 | نویسنده : هزاره سوم |
 

 

واژه هایم
قهرشان گرفته
لال شده ام
انگار

 



تاريخ : یکشنبه 16 شهریور1393 | 9:28 | نویسنده : هزاره سوم |
 

از باران گفتم ، دلم گرفت

از خیابان گفتم ، دلم گرفت

از شعر گفتم ، دلم گرفت

نخیر..................

از اینها نیست دلگیریم

تو نیستی ، دلم گرفته

 



تاريخ : چهارشنبه 12 شهریور1393 | 18:1 | نویسنده : هزاره سوم |
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.